ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
525
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) است . كسانى كه در آغاز كار او از او حديث شنيدهاند شنيدههاشان بهتر و خود او هم در روايت خويش نكوتر از پايان عمر خويش است . با اين حال مردم مصر مىگويند كه او هيچگاه گرفتار اختلال و درآميختگى نشده است و آغاز و پايان كارش پسنديده و يكسان بوده است ولى گاهى چيزهايى را كه از گفتهها و احاديث او نبوده است بر او مىخواندهاند و او سكوت مىكرده است . و چون در اين باره به او گفته شد پاسخ داد كه گناه من چيست ، مردم كتاب و نوشتهيى را مىآورند و مىخوانند و برمىخيزند و اگر از من بپرسند بدون ترديد به آنان خبر مىدهم كه از حديث من نيست . گويد عبد الله بن عقبة بن لهيعه - ابن لهيعه - به روز يكشنبه نيمهء ماه ربيع الاول سال يكصد و هفتاد و چهار و به روزگار خلافت هارون درگذشت . ليث بن سعد كنيهاش ابو حارث و آزاد كرده و وابستهء قبيلهء قيس بوده است . او به سال نود و سه يا نود و چهار در حكومت وليد بن عبد الملك زاده شد . محدثى ثقه و پر حديث آن هم احاديث صحيح بوده است و به روزگار خود در مصر مستقلا فتوى مىداده است ، او از مردان مهتر و خردمند و بخشنده بوده و همواره ميهماندار بوده است . ليث بن سعد بن روز جمعه چهارده شب باقى مانده از شعبان سال يكصد و شصت و پنج به روزگار خلافت مهدى عباسى درگذشته است . مفضّل بن فضالة قينى او قاضى مردم مصر بود و حديث او ناشناخته بود . رشدين بن سعد قينى او همان رشدين بن ابى رشدين است . محدثى ضعيف بوده است و به سال يكصد و هشتاد و هشت در خلافت هارون درگذشته است .